گذشته ایل قشقایی
بر اساس اسناد تاریخی اولین کوچ اقوام آریایی جهت یافتن چراگاهای مناسب برای چارپایان خود، از استپ های جنوب سیبری و استقرار آن ها در سرزمین ایران به بیش از 900سال پیش از میلاد نمی رسد در صورتی که نقش نگار های، منقش از بزه کوهی، مرد شکارچی، رقص دسته جمعی، بر دیوارهای سنگی( قوبوستان) در 5کلیومتری باکو مربوط به 10 هزار سال قبل از میلاد است.
این طبیعی است که تمدن های دیرین بشر را در آذربایجان وحکومت های سومر، ایلام، هیتی، هوری، کاسی، کوتی، لولوبی، اورارتور، و ماننا بنیان گذاشته انند و همه آن ها التصاقی زبان و در ردیف زبان ترکی قرار داشته است. و از نظر نژادی به دسته سامی و به دسته هند و اروپای(آریایی) مربوط نبوده اند. بعد ها اقوام ترک زبان دیگر در سال های 700 قبل از میلاد و چهارم وپنجم میلادی در حاکمیت سلجوقیان در ایران و آناطولی به حکومت خود ادامه داده اند. قشقایی ها از نسل ترک هایی هستند که 3000سال قبل از میلاد مسیح تاریخ وفرهنگ شان در شهر سومری(اوروق) در سرزمین بین النهرین که آن روز جزء این خاک بوده به ثبت رسیده است. قشقایی ها قومی بسیار کهن با باور به نیاکانی اسطوره ای مشترک اند که مجموعه ای اجتماعی بسته وپایدار ودارای ارزش های فرهنگی بنیادین و مشترک که درون اشکال فرهنگی با وحدت آشکاری گرد هم آمده ویک میدان ارتباطی و کنش متقابل ساخته و دارای یک احساس تعلق به یک واقعیت بیرونی هستند که آن ها را از دیگران تفکیک می کند. قشقایی ها ار اقوامی چون هیت ها، لولوبی ها، قوتی هاو سومری ها هستند که سابقه تاریخی بعضی از آن ها به 7000سال هم می رسدو از بین النهرین تا آذربایجان تمدن های بزرگی را تشکیل داده اند.
درست است که گذشته ایل قشقایی مبهم است و به در ستی معلوم نیست از چه زمانی و بر اثر چه عواملی این همه پراکندگی و جابجایی در این ایل بزرگ به وجود آمده و چگونه به قسمت های جنوبی ایران کوچانده شده اند اما انچه مسلم است اصالتی به درازای تاریخ این کشور دارند واستخوان های نیا کانشان در این خاک گواه این مدعاست . قاطع ترین و دقیق ترین مدرک استناد به کتاب «ایران تورکلرینین اسکی تاریخی» نوشته مرحوم پروفسور دکتر محمد تقی زهتابی می باشد. که با ارائه مدارک صحیح به آن اشاره می کند. وی معتقد است یکی از طوایف 24 گانه ترکان اغوز بنام قائی است وقسمتی از قائی ها که در منطق کَش در ماورءالنهر سکونت داشتند و بعد ها تحت شرایط سخت طبیعی و سیاسی قرار گرفتند و به سمت شمال ایران و آذربایجان کوچ کردندو مدت ها در آن مناطق زندگی کردند تا اینکه حدود 10قرن قبل به جنوب و مرکز ایران رانده شدندو کش قائی ها بعدأ به نام کشقائی یا قشقایی معروف شدند. برخی معتقدند که قاش به معنی پیشانی، پیشرو، پیش قراول وپیشتاز و قائی های پیشتاز را قشقایی گویند وخواجه رشید در جامع التواریخ این قوم را هم مرز خلج ها و صاحب خط و کتابت و تمغاو... می داند.
نَمِت، زبان شناس مجارستانی که اصالتأ ترک می باشد در کتاب خود که در بوداپست به چاپ رسانده راجع بع قشقایی ها معتقد است واژه قشقایی در اصل «قاچ قائی» از مصدرقَچَمگ یعنی گریختن و در ترکی استامبولی همان قاشَمک است که به قاشقا تبدیل شده است.
گروهی از مورخین و مردم شناسان سعی کرده اند قشقایی را از دیدگاه لغت شناسی مورد بررسی قرار دهند به نظر این گروه واژه قشقه به معنی اسب یا گوسفند پیشانی سفید است که در بین این ترکان قشقه خوش یمن و نشانه برکت وثروت است. عده ای از تاریخ نویسان و محققین سعی کرده اند واژه قشقایی را از دیدگاه جغرافیایی مورد بررسی قرار دهند این گروه می گویند واژه قشقایی از سرزمینی که در آن ساکن بوده اند گرفته شده اند. بعد ها به دلایل سیاسی، نظامی یا جستجوی مراتع مناسب این سرزمین را ترک گفته به جنوب ایران کوچ کردند.
در بعضی زبان ها قشقایی را نورافشان یا برق زدن یا نورپراکنی هم معنا می کنند و انسان های قدیمی تصور می کردند که این یک اسطوره است که خورشید هر روز می تابد وشب ها می میرد. در زبان قشقایی(قشقا) را قاش قارا به معنی سیاه شدن معنی کرده اند که همان غروب یا سیاه شب است.
کتاب تاریخ مبارزات سیاسی ایل قشقایی نوشته منوچهر کیانی