تبليغاتX
آنهایی که فراموش شده اند.

آنهایی که فراموش شده اند.

قشقایی

از غروب ایل می نویسم  از غم ها و شادی های افراد ایل می نویسم از دوری راه و بار گران می نویسم از غنچه های خشکیده می نویسم از گلهای پرپر شده می نویسم از غبار حزن انگیز و باد سرد جدایی می نویسم از آفتاب سوزان می نویسم از بهار دل انگیز می نویسم تا شاید به تو برسم تو ای همدم من و تو ای مونس من  .

من به تو ، به چشمان سیاهت نیازمندم من به دستهای

 

سخاوتمند و مهربان تو نیازمندم من به نگاههای عاشقانه

 

و  لبخند های صمیمانه تو نیازمندم من با یک دنیا

 

امید و آرزو به سوی تو می آیم   تا زیر نگاه لبریز از

 

عشق تو شکسته شوم .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 20:45  توسط مسافر (خردمند)  | 

از غروب ایل می نویسم  از غم ها و شادی های افراد ایل می نویسم از دوری راه و بار گران می نویسم از غنچه های خشکیده می نویسم از گلهای پرپر شده می نویسم از غبار حزن انگیز و باد سرد جدایی می نویسم از آفتاب سوزان می نویسم از بهار دل انگیز می نویسم تا شاید به تو برسم تو ای همدم من و تو ای مونس من  .

من به تو ، به چشمان سیاهت نیازمندم من به دستهای

 

سخاوتمند و مهربان تو نیازمندم من به نگاههای عاشقانه

 

و  لبخند های صمیمانه تو نیازمندم من با یک دنیا

 

امید و آرزو به سوی تو می آیم   تا زیر نگاه لبریز از

 

عشق تو شکسته شوم .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 20:45  توسط مسافر (خردمند)  | 

سلام بر ایل پر افتخار قشقایی

سلام بر مردان با غیرتش و زنان با عفتش

سلام به مهربانیهایش و قسم به عشق پاکشان

همتان را دوست دارم

داغ و داش

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 19:31  توسط مسافر (خردمند)  | 

آنانانی که هرروز به امید فردایشان بر میخیزند و به امید آینده قدم در رکاب زندگی می گذارند  و نامی از آنها در هیچ جا نیست فراموش شده گان روزگارند اما .................

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 12:4  توسط مسافر (خردمند)  |